مديريت - مشاوره مديريت - آموزش مديريت
 

تيم مشاوران مديريت ايران :

معمولا از سوي مديران يك سازمان زمان زيادي صرف طراحي، توليد و كنترل كيفي يك محصول تا پيش از عرضه آن به بازار مي‌گردد، اما عرضه تحت چه نامي ؟ اينجاست داستان برندسازي(برندينگ) آغاز مي‌شود و به دنبال پاسخ به اين سوال خواهيم بود كه : چگونه بهترين نام برند (نام تجاري) را براي محصول، خدمت و شركت انتخاب نماييم ؟

BrandName انتخاب نام برند تجاري اسم تجاري نام خدمات شركت محصول

 انتخاب نام برند (اسم تجاري) بخشي از وظايف مديريت بازاريابي و يا مديريت برند سازمان است. ازآنجايي‌كه در بسياري از سازمان‌ها مدير برند به معناي اخص كلمه با تخصص ويژه برندينگ وجود ندارد، فرايند انتخاب نام تجاري و نيز عناصر هويت بصري برند به يك مشاور متخصص در حوزه برندينگ سپرده مي‌شود.

 همه كارفرمايان بر كوتاه بودن نام برند تاكيد مي‌نمايند، اما آيا موارد ديگري نيز بايد مدنظر قرار گيرد ؟ بايد نام / اسمي را براي محصول خود انتخاب نماييد كه براي مردم جذاب و باحال بوده و آنان را به محصول علاقه‌مند نموده و آن را به ياد بياورند. اين همان نام تجاري رويايي است. اما انتخاب نام برند به اين سادگي‌ها كه فكر مي‌كنيد نيست. هر روز با تعداد برند مواجه مي‌شوم كه كاملا مشخص است كه بدون فكر انتخاب‌شده‌اند.

در انتخاب نام برند خود به موارد زير دقت نماييد:

 1- انتخاب نامي كه به‌راحتي تلفظ شود.

 خلاقيت و نوآوري در نام‌گذاري محصول يا خدمت بسيار مهم است اما بايد به نحوه تلفظ كلمه نيز توجه شود. بسياري از مصرف‌كنندگان توانايي تلفظ نام‌هاي خلق‌شده را ندارند.

براي مثال : ماشين آلماني Porsche : مردم عامي آن را پورشه مي‌نامند. افراد تحصيل‌كرده آن را پورش مي‌نامند، ولي اين كلمه در تلفظ الماني و به‌صورت "پورشا" است. اين تلفظ‌ها بر اساس نحوه تلفظ حروف صدادار زبان انگليسي در زبان فارسي شكل‌گرفته‌اند.

از اين نوع برندها بسيار در بازار ديده مي‌شود مثل Propecia, Keurig, Cruze . برندهايي كه تلفظشان براي اكثر مردم سخت است و در حدود 15 نوع متفاوت مي‌توان آن‌ها را تلفظ نمود. اين تفاوت تلفظ در جاهاي ديگر خود را بسيار نشان مي‌دهد. فرض كه در دنياي وب به دنبال برند خود هستيد و افراد متفاوت آن را با نحوه نوشتار متفاوت به فارسي و يا زبان‌هاي ديگر نوشته‌اند. كدام تلفظ از نام برند را بايد در گوگل سرچ نمود ؟ چگونه بايد كلمات كليدي سايت را با آنان منطبق ساخت و يا در زمان بازاريابي تحت شبكه‌هاي اجتماعي، كدام تلفظ را جز هشتگ مي‌نماييد ؟

 

2- انتخاب يك نام تجاري كوتاه.

 پيدا نمودن يك نام تشريحي ( نامي كه محصول ما را تشريح نمايد) خوب است اما همه مردم به قضيه اين‌گونه نگاه نمي‌نمايند و يا حتي نمي‌توانند كاركرد آن را به خاطر بسپارند. هنگامي‌كه فردي به دنبال محصول شما در اينترنت بگردد، ممكن است ترتيب قرارگيري كلمات موجود در برندتان و يا حتي كل كلمات موجود در آن را به ياد نياورد. پس چگونه بايد لغات برند را به ياد آورد؟ براي مثال : آرتا عدس كيميا / منيران دانش افشار / صفاريان گنوشه

 

3- انتخاب يك نام برند يكتا و منحصربه‌فرد.

شايد شما يك نام جالب و كوتاه انتخاب نماييد اما اين نام منحصربه‌فرد نباشد، پس مصرف‌كننده چگونه شما را از ديگران تشخيص و در اينترنت پيدا نمايد. براي برندهايي مانند Gap, Apple, Coke, با توجه به تعداد مخاطبانشان، موتورهاي جستجو به‌صورت مديريت‌شده اين برندها بر وب‌سايت‌هاي مشابه ارجحيت داده و در نتايج بالاي خود نشان مي‌دهند اما اين اتفاق براي برندهاي نوظهور نمي‌افتد.حال اگر نامي را انتخاب نماييد كه شركت‌هاي بزرگ پيش از شما انتخاب نموده‌اند (در حوزه‌هاي ديگر)، قطعا برندتان در بين انبوه تبليغات آنلاين و محيطي گم خواهيد شد.

 

4- اگر مجبور به انتخاب نام برند از بين نام‌هاي شناخته‌شده هستيد، نامي را انتخاب نماييد كه در دسته محصولات شما حضور ندارد.

نام اپل معرف خيلي چيزها مي‌تواند باشد، اما حتما غالب افراد اين نام را مترادف با شركت كامپيوتري اپل مي‌دانند. حال حتي اگر توليدكننده پياز هم باشيد و برند اپل را روي آن قرار دهيد، هيچ‌كسي آن را جدي نگرفته و بيشتر مضحكه مي‌شويد. 
ولي برندي مانند Virgin (فعال در حوزه خطوط هواپيمايي ، پزشكي ، .... ) كه در حوزه كاري شما نيست اگر بتوانيد روي محصول خود بگذاريد، مي‌تواند نتيجه بهتري بگيرد. يا مثلا برند Express كه شناخته‌شده است اما شما اگر با كلمه ديگر آن را تركيب نماييد، مي‌توانيد از آن استفاده نماييد مثلExpress onix براي همان گوني‌هاي پياز.

 

5- انتخاب يك نام برند با تلفظ منحصربه‌فرد.

منظورم ابن نيست كه تمام حروف e و i را با a جايگزين نماييد. منظور تغيير يك حرف يا كاهش يك حرف است. بسيار از اپ هاي اندرويد بر اساس همين روش نام‌گذاري شده‌اند . براي مثال كلمه Telegraph را به Telegram تبديل‌شده است. خيلي از برندهاي ديگر از روش استفاده نموده‌اند مانند : Flickr كه از flickr ( به معناي سينما) آمده است.

 

6- انتخاب نام برند بدون وجود ريشه احساسي.

ما حتما به دنبال يك نام تجاري براي محصول خود مي‌گرديم كه در ذهن مصرف‌كننده به‌گونه‌اي مثبت تداعي گردد. اما اگر بخواهيم نامي انتخاب كنيم كه در برخورد مصرف‌كننده با برند، بخش احساسي ذهن مصرف‌كننده به‌صورت خودكار اين حس مثبت را فعال نمايد و ارزشيابي مصرف‌كننده از برندمان به‌صورت دائمي مثبت باشد، اين‌چنين برندهاي خيلي خوب نيستند مثل Mr. Clean آقاي تميز .

حتي برعكس اين نيز صادق است . به اين معنا كه با كلمات منفي به دنبال نتيجه مثبت باشيم. براي مثال : براي حشره‌كش : سوسك تلف كن / پيتزافروشي : مجيد كثيف / آرايشگاه : سعيد خوش‌دست

 

7- بررسي عدم وجود مخفف كلمات نام برند در بين كلمات ركيك يا ناشايست

اگر برند شما از چندين كلمه تشكيل‌شده است، بايد دقت نماييد كه مخفف آن چگونه مي‌شود. زيرا ممكن است كه بعدا به مخفف ان نياز باشد و يا حتي توسط رقباي بانمك براي تمسخر محصولات بكار گرفته شود. براي مثال در شبكه‌هاي اجتماعي Coors Light Iced Tea توسط ديگران به‌صورت مخفف استفاده مي‌شود و اين يك انتخاب اشتباه بوده است.

 

امتیاز:
 
بازدید: <~PostViwe~>
[ 1394/10/18  ] [ ۰۸ ] [ management-iran ] [ ]

تيم مشاوران مديريت ايران :

وب برندينگ Web-Branding ( كه آن آنلاين برندينگ Online Branding يا اينترنت برندينگ Internet Branding نيز مي‌خوانند) يكي از بخش‌ها و تكنيك‌هاي مديريت برند و برندينگاست كه با به‌ كارگيري دنياي وب به عنوان يك رسانا به دنبال ايجاد جايگاهي براي يك نام تجاري (برند Brand) در بازار است.

تفاوت وب برندينگ سئو چيست  SEO webbranding

تفاوت وب برندينگ با سئو SEO چيست ؟

وب برندينگ مفهومي جامع براي گسترش يك برند در دنياي وب بر اساس استفاده از كليه ابزارهاي موجود و يا خلق ابزار جديد براي انتشار پيام برند است.

سئو (بهينه نمودن وب‌سايت براي موتور جستجو Search Engine Optimization) به عنواني يكي از ابزار وب برندينگ به دنبال بهينه نمودن وب‌سايت براي بالا بردن جايگاه سايت در يك يا نهايتا دو موتور جستجوي اينترنتي در زبان خواص است ( بهينه نمودن بر اساس يك زبان محاوره مثلا انگليسي و يا نهايتا انگليسي/فارسي صورت مي‌گيريد).

 

 در سئو هدف اصلي رتبه‌بندي Website Ranking است اما در وب برندينگ هدف انتشار حداكثر پيام برند است.

 

 برخي از برنامه نويسان تحت وب كه به دنياي سئو تسلط كافي دارند (سئوكار خواند مي‌شوند) قادرند كه بدون درج توليد محتواي هميشه‌سبز و تنها با كپي مطالب سايت‌هاي ديگر و خريد لينك متعدد از سايت ديگر ، وب‌سايت را تا سايت شماره يك در گوگل بالا بياورند.

اما سوال اساسي اينجاست :

آيا براي برند شما كاري صورت پذيرفته است؟ آيا با رتبه اول قرار گرفتن در گوگل (بر اساس 2 يا 3 كلمه) برند شما جاودان شد ؟ آيا همه‌چيز به وب‌سايت گوگل ختم مي‌شود ؟

اين به دين معنا نيست كه سئو نبايد مدنظر باشد بلكه به اين معناست كه سئو راه رستگاري برندتان نخواهد بود بلكه تنها يكي از ابزارهاي در دست مدير برند براي عمليات وب برندينگ است.

بنابراين وب برندينگ عبارت است از يك استراتژي كه صاحبان كسب‌وكار در جهت تعريف جايگاه خود در بازار استفاده مي‌نمايند. حتي كسب‌وكارهاي بزرگ و شناخته‌شده نيز در اين حوزه سرمايه‌گذاري فراواني انجام مي‌دهند تا برند خود را با شهرتي مناسب همراه سازند( تفاوت شهرت و برند)، زيرا فعاليت‌هاي وب برندينگ تاثيري بسيار عميقي بر گسترش مرزهاي شناخت از برند خواهد داشت. با توجه به رشد روز افزون جوامع، برندها نقش بسيار مهمي در زندگي مصرف‌كنندگان، ايفا مي‌نمايند. بنابراين دنياي وب به عنوان ابزاري براي ارسال پيام به مخاطبان كنوني و آتي برند تلقي مي‌شود.

پس وب برندينگ به عنوان ابزاري براي حمايت از برنامه‌هاي بازاريابي سازمان بكار گرفته مي‌شود. توجه نماييد كه در استفاده از وب برندينگ دقيقا همان اهدافي مدنظر است كه در ساير روش‌هاي برندينگ موردتوجه قرار مي‌گيرد. شايد مهم‌ترين اين اهداف، افزايش ميزان تقاضا براي محصول يا خدمات سازمان است.

اگر دقت نموده باشد وب برندينگ را يك استراتژي معرفي نموديم. به اين معنا كه يك برنامه بلندمدت و داراي برنامه عملياتي Action Plan خواهد بود.

 

وب برندينگ داراي 2 بعد اساسي است :

 

1- بعد مديريت : براي وب برندينگ نياز به تفكر مديريتي براي ترسيم جايگاه برند در بازه بلندمدت وجود دارد. اين همان چيزي است كه مديريت بازاريابي يا مديريت برند سازمان بدان تسلط دارد. زيرا از برنامه‌هاي بازاريابي سازمان مطلع هستند و يا حداقل با مفاهيم بازاريابي آشنا هستند.

2- بعد مهندسي : براي و ب برندينگ نياز به توانايي‌هاي اجرايي مانند برنامه‌نويسي، طراحي دوبعدي و سه‌بعدي، توليد ويديو ... وجود دارد تا بتوان دنياي وب را همان‌طور كه پيش‌تر گفته شد به عنوان رسانايي براي انتقال پيام به كار گرفت.

 

نكته : اگر در واحد بازاريابي سازمان بعد مديريتي وب برندينگ وجود داشته باشد ولي بعد مهندسي آن نباشد، با همكاري با يك شركت (طراحي وب‌سايت) مي‌تواند اين خلع را پر نمايد، اما اگر بعد مديريتي آن درون واحد بازاريابي وجود نداشته و سازمان تصميم گرفته باشد تا هر دوي اين ابعاد را به يك شركت (طراحي وب‌سايت) واگذار نمايد، چندين تجربه ناموفق شركت‌هاي ايراني و خارجي نشان داده است كه اين مسير كاملا به بيراه رفته و عمليات از وب برندينگ به سئو سايت ختم شده و تمام نتايج حاصل‌شده از سرمايه‌گذاري انجام‌شده نيز در مدتي كمتر از 6 ماه از بين خواهند رفت.

ادامه مطلب : 

وب برندينگ Web Branding چيست ؟

امتیاز:
 
بازدید: <~PostViwe~>
[ 1394/10/10  ] [ ۰۹ ] [ management-iran ] [ ]

تيم مشاوران مديريت ايران :

وب برندينگ Web-Branding ( كه آن آنلاين برندينگ Online Branding يا اينترنت برندينگ Internet Branding نيز مي‌خوانند) يكي از بخش‌ها و تكنيك‌هاي مديريت برند و برندينگاست كه با به‌ كارگيري دنياي وب به عنوان يك رسانا به دنبال ايجاد جايگاهي براي يك نام تجاري (برند Brand) در بازار است.

تفاوت وب برندينگ سئو چيست  SEO webbranding

تفاوت وب برندينگ با سئو SEO چيست ؟

وب برندينگ مفهومي جامع براي گسترش يك برند در دنياي وب بر اساس استفاده از كليه ابزارهاي موجود و يا خلق ابزار جديد براي انتشار پيام برند است.

سئو (بهينه نمودن وب‌سايت براي موتور جستجو Search Engine Optimization) به عنواني يكي از ابزار وب برندينگ به دنبال بهينه نمودن وب‌سايت براي بالا بردن جايگاه سايت در يك يا نهايتا دو موتور جستجوي اينترنتي در زبان خواص است ( بهينه نمودن بر اساس يك زبان محاوره مثلا انگليسي و يا نهايتا انگليسي/فارسي صورت مي‌گيريد).

 

 در سئو هدف اصلي رتبه‌بندي Website Ranking است اما در وب برندينگ هدف انتشار حداكثر پيام برند است.

 

 برخي از برنامه نويسان تحت وب كه به دنياي سئو تسلط كافي دارند (سئوكار خواند مي‌شوند) قادرند كه بدون درج توليد محتواي هميشه‌سبز و تنها با كپي مطالب سايت‌هاي ديگر و خريد لينك متعدد از سايت ديگر ، وب‌سايت را تا سايت شماره يك در گوگل بالا بياورند.

اما سوال اساسي اينجاست :

آيا براي برند شما كاري صورت پذيرفته است؟ آيا با رتبه اول قرار گرفتن در گوگل (بر اساس 2 يا 3 كلمه) برند شما جاودان شد ؟ آيا همه‌چيز به وب‌سايت گوگل ختم مي‌شود ؟

اين به دين معنا نيست كه سئو نبايد مدنظر باشد بلكه به اين معناست كه سئو راه رستگاري برندتان نخواهد بود بلكه تنها يكي از ابزارهاي در دست مدير برند براي عمليات وب برندينگ است.

بنابراين وب برندينگ عبارت است از يك استراتژي كه صاحبان كسب‌وكار در جهت تعريف جايگاه خود در بازار استفاده مي‌نمايند. حتي كسب‌وكارهاي بزرگ و شناخته‌شده نيز در اين حوزه سرمايه‌گذاري فراواني انجام مي‌دهند تا برند خود را با شهرتي مناسب همراه سازند( تفاوت شهرت و برند)، زيرا فعاليت‌هاي وب برندينگ تاثيري بسيار عميقي بر گسترش مرزهاي شناخت از برند خواهد داشت. با توجه به رشد روز افزون جوامع، برندها نقش بسيار مهمي در زندگي مصرف‌كنندگان، ايفا مي‌نمايند. بنابراين دنياي وب به عنوان ابزاري براي ارسال پيام به مخاطبان كنوني و آتي برند تلقي مي‌شود.

پس وب برندينگ به عنوان ابزاري براي حمايت از برنامه‌هاي بازاريابي سازمان بكار گرفته مي‌شود. توجه نماييد كه در استفاده از وب برندينگ دقيقا همان اهدافي مدنظر است كه در ساير روش‌هاي برندينگ موردتوجه قرار مي‌گيرد. شايد مهم‌ترين اين اهداف، افزايش ميزان تقاضا براي محصول يا خدمات سازمان است.

اگر دقت نموده باشد وب برندينگ را يك استراتژي معرفي نموديم. به اين معنا كه يك برنامه بلندمدت و داراي برنامه عملياتي Action Plan خواهد بود.

 

وب برندينگ داراي 2 بعد اساسي است :

 

1- بعد مديريت : براي وب برندينگ نياز به تفكر مديريتي براي ترسيم جايگاه برند در بازه بلندمدت وجود دارد. اين همان چيزي است كه مديريت بازاريابي يا مديريت برند سازمان بدان تسلط دارد. زيرا از برنامه‌هاي بازاريابي سازمان مطلع هستند و يا حداقل با مفاهيم بازاريابي آشنا هستند.

2- بعد مهندسي : براي و ب برندينگ نياز به توانايي‌هاي اجرايي مانند برنامه‌نويسي، طراحي دوبعدي و سه‌بعدي، توليد ويديو ... وجود دارد تا بتوان دنياي وب را همان‌طور كه پيش‌تر گفته شد به عنوان رسانايي براي انتقال پيام به كار گرفت.

 

نكته : اگر در واحد بازاريابي سازمان بعد مديريتي وب برندينگ وجود داشته باشد ولي بعد مهندسي آن نباشد، با همكاري با يك شركت (طراحي وب‌سايت) مي‌تواند اين خلع را پر نمايد، اما اگر بعد مديريتي آن درون واحد بازاريابي وجود نداشته و سازمان تصميم گرفته باشد تا هر دوي اين ابعاد را به يك شركت (طراحي وب‌سايت) واگذار نمايد، چندين تجربه ناموفق شركت‌هاي ايراني و خارجي نشان داده است كه اين مسير كاملا به بيراه رفته و عمليات از وب برندينگ به سئو سايت ختم شده و تمام نتايج حاصل‌شده از سرمايه‌گذاري انجام‌شده نيز در مدتي كمتر از 6 ماه از بين خواهند رفت.

ادامه مطلب : 

وب برندينگ Web Branding چيست ؟

 

امتیاز:
 
بازدید: <~PostViwe~>
[ 1394/10/10  ] [ ۰۹ ] [ management-iran ] [ ]

تيم مشاوران مديريت ايران :

در بحث مديريت برند و فرايند برندسازي، پيش‌تر در خصوص برندينگ مكاني Place Branding مطلبي ارائه نموده‌ايم و آن را به سه دسته زير تقسيم نموديم :

  1.   برندينگ ملي/ كشور Nation Branding
  2.  برندينگ شهري City Branding
  3.  برندينگ منطقه‌اي Region Branding

 اكنون به توصيف برندينگ ملي ( برندينگ كشوري Country Branding ) خواهيم پرداخت.

صرف‌نظر از اينكه يك كشور، چه ميزان به ترويج و ارتقاء تصوير ملي خود در اذهان جامعه جهاني مي‌انديشد، پتانسيل و نقش برندسازي در ارتباطات ملي بسيار حائز اهميت است. اغلب تصميم‌گيرندگان اين حوزه بر آن تاكيد مي‌نمايند اما نمي‌دانند كه چگونه و از كجا بايد شروع و آن را ارزيابي نمود.

در ادامه به بيان 7 نكته كليدي در جهت شناخت عناصر اصلي برندسازي ملي خواهيم پرداخت. لطفا اين نكات را در برنامه‌هاي روي ميزتان بگنجانيد.

 

1- داستان‌سرايي ريشه اصلي برندسازي ملي

 

داستان‌سرايي گسترده و همه‌جانبه يكي از اصول اين نوع برندسازي است. زيرا برندسازي ملي تكيه‌بر فعاليت‌هاي ارتباطي دارد. شكل‌دهي و مديريت نحوه درك ساير ملل از يك ملت، از طريق بحث و سخنراني‌هاي پرطمطراق در بسيار سخت‌تر از خلق و به اشتراك گذاشتن يك داستان در خصوص آن ملت براي ايجاد يك تصوير زيبا و مثبت است. البته اين داستان بايد از طريق چند داستان ديگر موردحمايت قرار گيرد.

اين‌چنين داستان سازي و داستان‌سرايي به يك ساختار شفاف و منظم نياز داشته و بايد بر احساسات مخاطبانش اثر گذارد. اين روش خيلي بهتر از شركت در نمايشگاه‌هاي جهاني براي اثبات حقانيت ملي در عرصه جهاني است.

 

2- برند گذاري مشترك بر يك برند ملي

برندينگ ملي در مورد فروش يك كشور يا تجربه فرهنگي از آن نيست، بلكه نشان مي‌دهد كه چگونه يك ملت و ارتباط آنان با جهان پيرامونشان قادر است تا بر زندگي ساير ملل و افراد مخاطب تاثير مثبت گذاشته و موجب غني‌سازي زندگي آنان گردد. به مثال، ملت فرانسه را باروحيه هنري و عشق به هنر مي‌شناسيم ، پس مسافرت به فرانسه براي عاشقان هنر مي‌تواند يك الويت و از حضور در اين كشور يك آرزو باشد.

براي ايجاد ارتباط بين برند ملي و مخاطبانش، حتما بايد از تمركز بر يك برند تك‌بعدي ملي خارج و بر تقويت و همكاري با انواع برندهاي داخلي (برند گذاري مشترك) براي ايجاد يك برند ملي چندجانبه تلاش نمود. براي اين منظور وجود يك استراتژي در جهت شناخت عميق مخاطبان، اثرگذاري بر آنان و تصويرسازي براي آنان بسيار حائز اهميت است.

 

3- استراتژي كليشه سازي

ارائه يك كليشه زيبا، مناسب و پايدار به مخاطب در جهت ايجاد يك انتظار خاص از يك برند ملي در بستر يك هويت معنايي، وظيفه برندسازي ملي است. اين برند بايد قادر باشد تا با بهره‌وري بسيار بالايي مخاطبان را مهار و به‌سوي داستان برند جلب نمايد .اگر روش ايجاد كليشه به‌صورت سطحي و يا غير مرتبط باشد، شانس جلب نظر و ايجاد ارتباط با مخاطبان از دست خواهد رفت در اين حالت بهتر از اول به دنبال برندسازي ملي رويد. برندسازي به اين روش زماني عملكرد خود را بهتر نشان مي‌دهد كه ديگراني به‌ناحق قصد سياه نمايي يك كشور و ملت را داشته باشند، در اين حالت تلاش‌هاي آنان در بلندمدت به‌جايي نخواهد رسيد و ادراك عمومي مخاطبان تغيير نخواهد نمود. در بسياري موارد و نه در تمام موارد، اغلب تلاش‌هاي برندينگ ملي براي تأكيد، تصديق و به يادآوري برند ملي است.

نمادهاي ملي يك كشور، راهي ميانبر براي به يادآوري سريع آن كشور و تصويرسازي مناسب از برند ملي است. توليد و مديريت تداعيات برند، نقطه عطف اين مسئله است.

ادامه : 

هفت نكته كليدي در برندسازي ملي Nation Branding

امتیاز:
 
بازدید: <~PostViwe~>
[ 1394/5/26  ] [ ۰۶ ] [ management-iran ] [ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

مديريت - مشاوره مديريت - آموزش مديريت
نويسندگان
لینک دوستان
لينكي ثبت نشده است
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 29
دیروز : 445
افراد آنلاین : 2
همه : 153277
چت باکس
موضوعات وب
امکانات وب